اولین سفر محمد عرفان
سلام دوستای گل مملی و مامانش
چند روزی که نبودیم خیلی دلمون برای همه تنگ شد،آخه ما رفته بودیم مسافرت البته ییییییهو پیش اومد
خیلی خوب بود جای همه خالی.ولی مملی حسابی بد اخلاقی کرد و بهونه گرفت من هم که رفته بودم برا خرید ، حدس بزنید چه شکلی شده بودم از یه طرف مملی گریون بغلم بود از طرف دیگه داشتم خرید میکردم
خلاصه وقتی برگشتیم خونه مملی دیدنی بود، خوشحال خوشحال![]()
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

اولین سفر محمد عرفان
